X
تبلیغات
سینما جوان

جمعه 6 شهریور1388

فیلم های شاخص موج نو

 

چهار صد ضربه

 

چهار صد ضربه ساخته فرانسوا تروفو

 

کارگردان :فرانسوا تروفو

بازیگران : ژان پی یر لئو ـ آلبر رمی ـ کلر موریه ـ ژرژ فلامان ـ گی دوکومبی

محصول ۱۹۵۹ فرانسه

ـ آنتوان (لئو) که از والدین به خصوص مادرش (موریه) بی توجهی می بیند به جای مدرسه با دوستش رنه به گردش می رود.او به دلیل دزدیدن یک ماشین تحریر به دارالتادیب فرستاده می شود ام از آنجا فرار میکند...

ـ نخستین و از جمله پر آوازه ترین فیلم های تروفو و موج نوی فرانسه که در واقع بر گرفته از زندگی شخصی خود فیلمساز است.تجربه شخصی همان چیزی است که تروفو در هنگامه نقد نویسی خود نیز مدام از آن به عنوان اصلی ترین مشغله یک سینماگر واقعی یاد کرد.آنتوان در مثلث آزاردهنده معلمان والدین و پلیس گیر کرده است آدم بزرگهایی که تیرگی های جامعه را به این نوجوان نشان می دهند. فیلم به شدت تحت تاثیر ـ نمره اخلاق صفر ژان ویگو ۱۹۳۳ ـ است. از نقطه های قوت فیلم بازی لئو است که بعدها در سه فیلم دیگر مرحله های مختلف زندگی همین شخصیت را برای تروفو بازی کرد.

 

از نفس افتاده

 

از نفس افتاده ساخته ژان لوک گدار

 

کارگردان : ژان لوک گدار

بازیگران : ژان پل بلموندو ـ جین سیبرگ ـ دانیل بولانژه

محصول ۱۹۶۰ فرانسه

ـ میشل پوآکار (بلموندو) مردی جوان بی قید و بند و بی کار شخصیت سینمایی همفری بوگارت را الگوی زندگی اش قرار داده است و هر چیزی را که می خواهد برای خود بر می دارد. یک روز در اطراف مارسی اتوموبیلی را می دزدد عازم شمال می شود و با اسلحه ای که در داشبورد اتوموبیل یافته است با خونسردی پلیسی را می کشد. سپس به پاریس می رود و با پاتریشا فرانچینی (سیبرگ) مهاجر آمریکایی که در شانزه لیزه روزنامه می فروشد قرار می گذارد.میشل به پاتریشا پیشنهاد می کند که با هم به ایتالیا بروند اما پاتریشا نمی خواهد استقلال فردی و علائق روزنامه نگاری اش را فدا کند.از ترس پلیس او و میشل به خانه یک دوست می روند.پاتریشا برای اینکه میشل را مجبور به ترک شهر کند او را به پلیس لو می دهد. با این همه میشل تا موقع رسیدن پلیس معطل می کند و بعد در حالی که در خیابان سنگفرش می دود از پشت هدف گلوله قرار می گیرد...

ـ نخستین فیلم گدار و از آثار نمونه ای موج نوی فرانسه. فیلم در واقع ترجمه تصویری تمایلات ایدئولوژیک گدار است. غیر قراردادی بودن اصلی ترین صفت فیلم است که در روایت داستان شیوه بیانی و استفاده به خصوص از عناصر فنی تجلی می یابد. از مشخصه های فیلم سردرگمی هرج و مرج طلبی و بدبینی است که از دیدگاه های اگزیستانسیالیستی اواخر دهه ۱۹۵۰ نشات می گیرد. گدار با این فیلم توانست فاصله گذاری را به شکل سینمایی آن پیاده کند و با شکستن خط فرضی تدوین پرشی دوربین مخفی یا مستند و ... بین تماشاگر و فیلم فاصله بیندازد. هنوز با گذشت نزدیک چهل سال فیلم به رغم نگاه استهزاآمیز و لحن تندش اثری صمیمی و گاه حتی رمانتیک به نظر می رسد.

 

کلئو از ۵ تا ۷

 

کلئو از 5 تا 7 سلخته آنیس واردا

 

کارگردان : آنیس واردا

بازیگران :کورین مارشال - آنتوان بورسی یر - دوروتی بلانک - لوگران - دومینیک داوری

محصول ۱۹۶۱ فرانسه

ـ بعد از ظهری در پاریس. خواننده ای به نام کلئو (مارشال) منتظر جواب آزمایش سرطانش است.در این فرصت به سراغ فال بینی می رود اما ورق ها ترس او را تشدید می کنند. با دوست و مدیر برنامه هایش آنژل (داوری) به کافه ای می رود تا آرامش پیدا کند.به فروشگاهی می روند و کلئو با دیدن زیبایی و جوانی خودش در آینه روحیه پیدا می کند و کلاهی می خرد. کلئو به خانه اش در مونپارناس بر می گردد و محبوبش به دیدنش می آید اما ملاقات سردی است. پیانیست (لوگران) و شاعر کلئو برای تمرین ترانه تازه اشان می آید اما ترانه کلئو را یاد ترس هایش می اندازد و کلافه از نیش و کنایه نوازندگان می رود. در کافه ای کلئو یکی از آهنگ های خودش را از دستگاه پخش می کند اما کسی گوش نمی کند. دوستش دوروتی (بلانک) را می بیند و همراه او فیلمی برای محبوب دوروتی که آپاراتچی است می برند. او فیلم کمدی کوتاهی برایشان نشان می دهد و کلئو موقتا اضطرابش را فراموش می کند ولی هنگام رفتن دوروتی آینه اش را می شکند و کلئو پریشان می شود. با نزدیک شدن ساعت هفت در پارکی با آنتوان (بورسی یر) ملاقات می کند سرباز جوان و خوش قلبی که آخرین ساعت های مرخصی اش را می گذراند و باید به الجزایر بر گردد. کلئو شرایطش را توضیح می دهد و آنتوان قول می دهد که تا مطب دکتر با او برود. حالا کلئو می تواند با شجاعت با سرنوشتش روبه رو شود.

ـ فیلم که واردا را به شهرت رساند و با همکاری دوستان او (گدار و کارینا در نقش های کوتاه) ساخته شد غزلی است در ستایش از زندگی و وحشت از مرگ. پرسه زدن های زن جوان که پیشگویی یک فالگیر ـ طی آن صحنه زیبای آغازین ـ او را به نتیجه آزمایشش بدبین کرده است به شکلی باور نکردنی تلخی و شیرینی را توامان منتقل می کند. واردا همچنین موفق می شود با حفظ ضرباهنگ مناسب زمان واقعی و زمان فیلم را بر هم منطبق کند. پایان کنایی و دو پهلوی فیلم از دیگر ویژگی های فوق العاده آن است.

 

ژول و ژیم

 

ژول و ژیم ساخته فرانسوا تروفو

 

کارگردان : فرانسوا تروفو

بازیگران :ژان مورو ـ اسکار ورنر ـ هانری سره

محصول ۱۹۶۱ فرانسه

ـ پاریس سال ۱۹۱۲. دو نویسنده ژول (ورنر) آلمانی خجالتی و ژیم (سره) که پاریسی خوش مشربی است شیفته تصویر سنگی باستانی یک زن می شوند. آن دو وقتی با کاترین (مورو) که گویی تجسم آن تصویر سنگی است رو به رو می شوند زندگی شان دگرگون می شود. ژول با کاترین رابطه بر قرار می کند و ژیم با حسن نیت کنار می ایستد. آن سه دوستان خوبی می شوند هرچند  کاترین گه گاه واکنش های غیر مترقبه ای نشان می دهد. او حتی وقتی از ژول صاحب دختری می شود رفتار مادر یا همسر را پیدا نمی کند و به دوستی با ژیم ادامه می دهد. با این حال ژول راضی به ترک کاترین یا حتی عکس العمل های خشمناک نیست و راضی است که هر سه نزدیک هم باشند...

ـ شاهکار بی همتای تروفو درباره وسوسه بی درمان عشق و ویران شدن عشاق و واجد یکی از غریب ترین موقعیت های عاشقانه سینما (حتی تا به امروز) میان دو مرد و یک زن. فیلم تجلیلی نه تنها از آزادی روح افزای عشق که از شکوه فریبنده سینما نیز هست چرا که تروفو تمهیدات سینمایی را همان قدر پر مهر و شیفته وار می نگرد که شخصیت ها را و در هر لحظه حضور تعالی بخش رسانه را به یادمان می آورد. فیلم نامه عالی فیلم را تروفو و گروئو بر اساس رمانی از نویسنده محبوب تروفو (روش) نوشتند. در قلب فیلم مورو در نقش کاترین تسخیر ناپذیر و شورانگیز می درخشد و هر حرکت و حالت زود گذر او را دوربین پر تحرک و خارق العاده کوتار با اعجاب و تحسین می نگرد. مورو با خلق ملموس و بی تکلف این شخصیت اثیری توصیف ناپذیر به یکی از قله های هنر بازیگری سینما دست می یابد.

 

 

 

نوشته شده توسط سعید در 7:31 |  لینک ثابت   • 

شنبه 24 مرداد1388

زن در موج نوی فرانسه

 

دو سه چیزی که من از زنها می دانم

هشتاد سال است که این ماجرا ادامه دارد : در فیلمها مردها فعالند و زنها منفعل.دیدن سهم مرد است و دیده شدن سهم زن.در مواردی هم که زن نقش کلیشه ای مامان را ایفا نکند (در مقام همسری فرشته خو و یاوری وفادار مانند نمونه ای که گابی مورلای در سالهای بین ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۰ ایفاگر نقشش بود) یا حتی زن هر جایی (که نقشش را بازیگر تحسین بر انگیزی چون آرله تی در همان سالها ایفا می کرد )همه به قصد قلب واقعیت بود برای بدل زدن و به نحوی مرد نمایی.بدل شدن زن به شیء جنسی باعث شده بود تا بازیگر زن به نیابت از جانب فیلمساز چیزی را عرضه کند که در نهایت خواسته فیلمساز است. مارلن دیتریش هم از این سنخ بود و همچون پیکره اسطوره ای پیگمالیون پرورده دست یوزف فون استرنبرگ بود و به قالب زنی در آمده بود مغرور و اغواگر سرکش و مخلوقی سلطه جو.

زن ابداعی هالیوود هم موجود شومی است که با نگاهش اغوا می کند و جمالش هوش از سر بیننده می برد.موجودی که مخاطب را به دوزخ سوق می دهد و در عین حال تماشاچی هم انکار نمی کند که از رویت چنین جمالی حظ می برد. از پس این احوال حال ببینیم سینمای موج نو کجا قرار دارد.

سینمای موج نو هم از مرد سالاری مرسوم در هنر هفتم مصون نماند.در ۱۹۵۴ پی یر کاست در نشریه کایه دو سینما نوشت که " سینما ملک مطلق موجودات نرینه است.معرفی مبالغه آمیزپرسوناژهای زنانه یا به عبارتی معرفی اغواگری پوششی است بر این مرد سالاری. "

موج نو در واقع با زنان خیابانی شروع شد و مردانی که آنها را سوار ماشینهای اسپرت می کنند از بولوار شانزلیزه تا سواحل سن تروپه.زنها هم همان زنهای دلربای شهوی شوخ چشم و شیرین زبان هستند.مثلابرنادت لافون نمونه ای از لوندی زنهای خدمتکار یا ژان مورو زنی خواهنده فرانسوآز بری ین سرد مزاج حتی الکساندرا استوارت نفس پرست و آنا کارینا با آن رمز و رازش.سینمای موج نو زنی به اسم ژولیت برتو را هم در خود دارد.زن جوانی با اخم ستیزگر بی قید سبکسر با نگاهی سخره گر از خود و از زمانه بی زار.با این همه ژولیت نمونه زن مطلوب هم است با شور و هیجانی بی غش در ژول و ژیم (ساخته فرانسوا تروفو).سینمای موج نو همین تروفو راهم دارد فیلمسازی که محجوب است و هم خیال باور.از نظر تروفو اگر "معیار زیبایی یک فیلم چیزی نیست جز شمیم عشق " در این صورت آنچه می ماند همان مرد چشم چرانی است که گذرا عشق می ورزد.وقتی تروفو با ارائه تصویر یکی از پرسوناژهای فیلم دو زن انگلیسی و قاره فریبندگیهای تنانه را نشان می دهد معنایش چشم فرو بستن بر واقعیت است.

آنا کارینا                                                    آنا کارینا

ژان مورو                                                                   ژان مورو

ظهور پدیده ای به نام بریژیت باردو

سینمای موج نو در عین حال ستاره ای به اسم بریژیت باردو هم دارد همان ژولیت فیلم وخدا زن را آفرید (ساخته رژه وادیم ).ظهور و حضور بریژیت باردو به گفته ژاک سیکلیه با آن شور و هیجانی که بر انگیخت در واقع به نوعی اشاعه دهنده موج نو بود.باردو با همان منظر و قالبی که وادیم از او ارائه داده بود در جهت گیری موج نو نقش داشت.ژولیت پرداخته وادیم در کل از پند و توصیه های مرسوم خانواده و اصولا از کانون خانواده و مهر علاقه رهاست.زنی است بی قید و فکر غریزی و در عین حال معصوم.از مبانی و اصول وسنتها به طور کلی بی خبر است.در فیلم برخوردش با نامادری مبین موضعگیری نسل جدید در برابر اخلاق حاکم بر جامعه است.چنین برداشت آزادانه و عاری از قید در خصوص احساسات و مسائل جنسی و جزء اینها فقط به شخص بریژیت باردو مربوط نمی شد.دستاوردی بود که دیگران هم در آن سهیم بودند از جمله تهیه کنندگانی که مطابق معیارهای سیستم عرضه ستاره سینما از باردو ستاره ساختند.باردو بیرق اخلاق جدیدی را برافراشت که از همان آغاز مهر ضد اخلاق را بر خود داشت.و این به نوعی به معنای اخلاق گریزی شالوده شکن است و به زعم اتان لارا نشانه از هم پاشیدگی جامعه است از جمله خیانت و رابطه با غیر همسر که موضوع مورد توجه بسیاری از فیلمسازان فرانسوی است و فیلمسازان جوان نیز آن را به منزله ضد اخلاق تلقی می کنند.پرسوناژی که نقشش را ژان مورو در فیلم دلباختگان ایفا می کند نمونه بارز این تحولات در سینمای فرانسه است.

این زنی که با نام بریژیت باردو می شناسیم که اندامی متناسب دارد و " پابرهنه راه می رود ولباسی را می پوشد که راحت به تن رود و راحت از تن به در آید " این زن شهره عالم سینما بسی کوشیده است راهگشای آزادی سینما هم باشد. 

بریژیت باردو                                           بریژیت باردو

زن در سینمای اریک رومر

جسم و تن در سینمای رومر مرتبه والایی دارد.نحوه لباس پوشیدن و اندام و پوست براق و رنگ گرفته از آفتاب و سلسله ای از نماهای درخشان از اجزای اندام بازیگر زیبای فیلم زن مجموعه دار یا مثلا آن زیبای وسوسه انگیز پنهان در ملافه که سر انجام پاهای عریانش را آشکار می کند در فیلم شب من نزد مود و نیز تن نیم عریان و لباسهای کوتاه پرسوناژ فیلم زانوی کلر و شلوار جین چسبان کلوئه در فیلم عشق در بعد از ظهر با رفتار اغواگرانه طی چند مرحله پرو لباس در برابر نگاه حسرت بار مغازه دار.این صحنه ها را بینندگان آن سالها هنوز به یاد دارند.هر اثری از اریک رومر بر حول این کشمکش درونی شکل می گیرد: "حکمیت مقوله اخلاق و اقتدار تن به مثابه آیین جدید اخلاق گریز. "

گدار و موجودی به اسم زن

حالا نوبت می رسد به ژان لوک گدار فیلمسازی که هر اثرش همچون نشانه ای آشکار به نوعی نسخه نگاتیو تحولات رهایی بخش سینماست.گدار در آغاز به زعم بعضی ها فیلمسازی ضد زن نامیده می شد در همان سال هایی که یکی از پرسوناژهای فیلمش (فیلم کوتاه شارلوت و عزیزش ژول ساخته ۱۹۵۹ ) می گوید " شما زن ها به هر حال نادانید. "بعد این بینش کمرنگ شد.در فیلم گذران زندگی نگاه گدار به روسپیان و روسپیگری صمیمانه و عمیق است. بعدها که فیلمهای یک زن متاهل  آلفاویل و دو سه چیزی که من از زن می دانم را ساخت دیگر نشانه ای حاکی از نگرش ضد زن در آثارش دیده نشد.در سال ۱۹۶۷ گدار در جایی گفته است که در روابط زناشویی "زنها قربانی نوعی تبعیض نژادی زوجی هستند.قرنها بود که همه قهرمان می ساختند نظیر ساندریون (قهرمان یکی از داستانهای شارل پرو نویسنده فرانسوی ۱۷۰۳ ـ۱۶۲۸ ) البته منهای قصه های پریان.زنها را وا می داشتند که ظرف بشویند یا دوک ریسی کنند انگار که برده خانگی باشند. "

گدار سالها بعد فیلم شماره دو را ساخت.تاکیدش در این فیلم بر این بود که زن امروزی تبدیل شده است به " ماشین لباسشویی ". نجات زندگی فیلمی است در رثای زنی فرشته خو که از رنج جان سالم به در برده و با حفظ ظاهر روحیه ایام کودکی را مکتوم می گذارد.در فیلم شور زن موجودی است استوار و سرکش شاید هم تا حدودی آسیب پذیر و دست نیافتنی.

پرسوناژهای فیلم از نفس افتاده خود را در پرده و ملافه پنهان می کنند.در فیلم های شماره دو  نجات زندگی و نیز در فیلم شور پرسوناژها تزویر را پس راندهاند گرچه عریانی هم اگر باشد در سایه است.گدار هنوز از فیلم ساختن درباره زنان دست بر نداشته است.هنوز ادامه می دهد البته با وسواسی بیشتر عفیفانه و با حجب.دید متکی به اخلاق در قلمرو سینما چیز ساده ایست: " مهرورزی را اگر کسی نداند نمی تواند فیلمی درباره مهرورزی بسازد. " (مقاله ای از کریستین مونتوالون در نشریه تله راما ) واین میراثی است از موج نو درباره زن مدرن.

                                                                                             ژان لوک دوئن

تحقیر ساخته ژان لوک گدار                                                     تحقیر ساخته ژان لوک گدار

کلئو از 5 تا 7 ساخته آنیس وردا

کلئو از ۵ تا ۷ ساخته آنیس وردا

گذران زندگی ساخته ژان لوک گدار

گذران زندگی ساخته ژان لوک گدار

نوشته شده توسط سعید در 16:32 |  لینک ثابت   • 

شنبه 24 مرداد1388

موج نوی فرانسه

در سال ۱۹۵۸چند جوان عاصی خسته از سینمای سنتی بر آن شدند تا سینمای فرانسه را متحول کنند آنها معتقد بودند سینما زیادی آکادمیک شده است.گدار شابرول و تروفو ـ سه تفنگدار معروف ـ پیشاهنگ بودند در این حرکتی که عنوان موج نو سینمای فرانسه به خود گرفت.

 

ژان لوک گدار

 

فرانسوا تروفو

 

کلود شابرول

 

 

نوشته شده توسط سعید در 12:58 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 22 مرداد1388

سلام

از اونجاییکه کلا بچه ها با فعالیت های گروهی و انفرادی و انتحاری خیلی خوب کنار اومدن!!  و حتما در آینده هم خواهند اومد بر آن شدیم که یک وبلاگ گروهی راه اندازی کنیم.

کسانی که تمایل به همکاری به عنوان نویسنده دارن حداکثر تا روز چهارشنبه خبرش رو بهم بدن.

نوشته شده توسط سعید در 9:28 |  لینک ثابت   •